بابا صفرى

122

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

شيعيان معتقدند كه اين امام ، روزيكه جز خدا كسى را بر آن علم نيست ، ظهور خواهد كرد و ديانت اسلام را از خرافات خواهد زدود و بشريت را از ظلم و جور نجات خواهد داد . گويا همين اعتقاد سبب آن شده كه دولت تزارى روس ، در نيمهء اول قرن نوزدهم ميلادى ، براى مقابله با سياست دولت انگلستان در ايران ، درصدد دخالت از طريق ديانت برآمده سيد عليمحمد نام طلبهء شيرازى ساكن نجف اشرف را بداعيهء مهدويت انداخت و در سال 1260 هجرى فتنهء باب را در ايران بوجود آورد . « دالگوركى » مأمور سياسى دولت روس در ايران ، كه عامل مهمى در اين بازى بوده است ضمن يادداشتهائى كه از خود باقى گذاشته است سياست دولت تزارى را در اينباره به تفصيل نوشته است و چگونگى اقدامات عمال روس را در بر همزدن زندگى سادهء آن سيد بيچاره بيان داشته است « 1 » . بهر حال شيعيان اردبيل امام دوازدهم را حى و غائب مىدانند و معتقدند پس از آنكه بامر خدا ظهور كرد دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد . اينان مثل ديگر شيعيان نيمهء شعبان را كه روز تولد آنحضرت است ، بنحو بسيار زيبائى جشن مىگيرند و بازار و خيابانها را سه شبانه روز چراغانى ميكنند و با نقل و شيرينى از همديگر پذيرائى

--> ( 1 ) - اعتضاد السلطنه در كتاب فتنهء باب ، كه در 1333 در تهران چاپ شده ، مينويسد : سيد عليمحمد پس از تبعيد و حبس سرانجام در محضر علماى تبريز دعوت بمباحثه گرديد و از او ، كه خود را « باب علوم الهى » معرفى مىكرد ، سؤالاتى در زمينهء علوم عقلى و نقلى و اعتقادى شد كه بقول اعتضاد السلطنه در جواب همهء سؤالات درماند و حتى صرف فعل ماضى « قال » را كه صيغه‌هاى غائب آن را هم نظام العلماى تبريزى در آن جلسه بيان كرد ، نتوانست و لذا دولت وقت به فتواى علما در سال 1266 هجرى او را به قتل رسانيد . باب بعد از خود « ميرزا يحيى » فرزند « ميرزا عباس نورى » ( مازندرانى ) را جانشين خود نمود ولى « ميرزا حسينعلى » برادر ناتنى ميرزا يحيى خويشتن را جانشين باب دانست و با برادر خود از در اختلاف درآمد و اين اختلاف تا آنجا پيشرفت كه در غذاى همديگر سم ريختند و باهم دشمنى آغاز كردند . عمهء آنها كه از سوابق اطلاع داشت بنصيحت ميرزا حسينعلى برخاست و چون او بسخنان وى تسليم نشد عمه‌اش از سوابق او پرده برداشت . سرانجام دولت آنانرا از ايران تبعيد كرد و ميرزا حسينعلى با عنوان « بهاء اللّه » در معيت 73 نفر از اتباعش به شهر « عكا » رفت و فرقه بهائيگرى را بوجود آورد و ميرزا يحيى هم با لقب « صبح ازل » با 27 نفر از يارانش در جزيرهء قبرس مستقر شد و فرقهء ازلى را تشكيل داد .